در مورد قهوه بیشتر بدانید؟
قهوه نوشیدنیای است که از دانههای برشتهشده گیاه قهوه تهیه میشود. این نوشیدنی رنگی تیره، طعمی تلخ و اندکی اسیدی دارد و بهدلیل وجود کافئین، تأثیری محرک بر بدن انسان میگذارد. قهوه در میان نوشیدنیهای گرم، بالاترین میزان فروش جهانی را دارد. فرآیند تولید قهوه از جداسازی دانههای درون میوه گیاه قهوه، موسوم به گیلاس قهوه، آغاز میشود. این دانهها پس از خشک شدن و برشته شدن، آسیاب شده و برای دمآوری آماده میگردند.
روشهای مختلفی برای تهیه قهوه وجود دارد، از جمله اسپرسو، موکاپات، قهوه ترک یا فرنچ پرس؛ در همه این روشها دانههای آسیابشده در تماس با آب داغ قرار میگیرند و در برخی موارد فیلتر میشوند. قهوه معمولاً به صورت گرم سرو میشود، هرچند انواع سرد و یخی آن نیز محبوباند. بسته به ذائقه، ممکن است به قهوه شکر، شیر، خامه یا شیرینکنندههای دیگر افزوده شود تا طعم تلخ آن متعادل گردد. همچنین امروزه جایگزینهای گوناگونی برای قهوه موجود است که تجربهای متفاوت از این نوشیدنی محبوب ارائه میدهند.
کاشف قهوه یکی از اقوام لر به نام علی بازگیر، از دامداران بزرگ جنوب یمن بوده است.
اگرچه قهوه اکنون یک کالای جهانی است، اما تاریخچهٔ طولانی آن به سنتهای غذایی در اطراف دریای سرخ مرتبط است. قدیمیترین شواهد معتبر از نوشیدن قهوه به عنوان یک نوشیدنی مدرن به یمن امروزی در جنوب عربستان در اواسط قرن ۱۵ میلادی برمیگردد، جایی که در زیارتگاههای صوفی، دانههای قهوه برای اولین بار برشته و به شیوهای مشابه با روشهای امروزی دم کشیده میشدند. دانههای قهوه توسط یمنیها از ارتفاعات اتیوپی از طریق واسطههای ساحلی سومالی تأمین و در یمن کشت میشدند. تا قرن ۱۶، این نوشیدنی به سایر نقاط خاورمیانه و شمال آفریقا رسید و سپس به اروپا گسترش یافت.
دو نوع دانه قهوه که بیشتر کشت میشوند، قهوه عربیکا و روبوستا (کانفورا) هستند. گیاه قهوه در بیش از ۷۰ کشور کشت میشوند که عمدتاً در مناطق استوایی آمریکای جنوبی، جنوب شرق آسیا، شبهقاره هند و آفریقا میباشند. قهوه سبز و خام به عنوان یک کالای کشاورزی معامله میشود. صنعت قهوه بسیار گسترده است و ارزش آن تا سال ۲۰۲۳ به ۴۹۵٫۵۰ میلیارد دلار رسید. در همان سال، برزیل بزرگترین تولیدکننده دانههای قهوه بود و ۳۵٪ از کل تولید جهانی را به خود اختصاص داد، و پس از آن ویتنام و کلمبیا قرار دارند. در حالی که فروش قهوه به میلیاردها دلار در سال در سطح جهانی میرسد، کشاورزان قهوه بهطور نامتناسبی در فقر زندگی میکنند. منتقدان صنعت قهوه همچنین به تأثیر منفی آن بر محیط زیست و پاکسازی زمین برای کشت قهوه و استفاده از آب اشاره کردهاند.
واژهٔ قهوه در زبانهای مختلف مسیر جالبی را طی کرده تا به شکل امروزی خود، یعنی coffee در انگلیسی، برسد. در سال ۱۵۸۲ میلادی، این واژه از زبان هلندی با شکل «koffie» وارد انگلیسی شد. هلندیها خود آن را از زبان ترکی عثمانی و واژهی «kahve» گرفته بودند، و ترکها نیز آن را از واژهی عربی «قَهْوَه» (qahwah) وام گرفته بودند.
بر اساس نوشتههای فرهنگنویسان عرب قرون وسطی، واژهی قهوه در اصل به نوعی شراب اشاره داشته و بعدها به نوشیدنی قهوه اطلاق شده است. آنان همچنین معتقد بودند که ریشهی آن از فعل عربی «قَهیَ» (قها) بهمعنای بیاشتها شدن آمده است، زیرا در گذشته تصور میکردند که نوشیدن قهوه باعث کاهش اشتها میشود.
دیدگاهی دیگر دربارهی ریشهی این واژه وجود دارد که آن را برگرفته از یکی از زبانهای اتیوپیایی یا آفریقایی میداند. طبق این نظریه، نام قهوه از منطقهای به نام کَفا (Kaffa) در جنوبغربی اتیوپی گرفته شده است، جایی که گفته میشود گیاه قهوه برای نخستین بار در آنجا کشف شده است. مردم محلی در آن منطقه این گیاه را «بون» (Bun) مینامیدند — واژهای که هنوز هم در زبانهای آفریقایی برای اشاره به قهوه به کار میرود.
دربارهی کشف قهوه بهعنوان یک نوشیدنی، روایتهای گوناگونی وجود دارد. یکی از مشهورترین داستانها به سدهی نهم میلادی بازمیگردد. بر پایهی این روایت، چوپانی به نام خالد (یا کالدی) در سرزمین اتیوپی متوجه شد بزهایش پس از خوردن دانههای یک گیاه ناشناخته، پرانرژیتر و فعالتر از همیشه رفتار میکنند. او خود نیز از آن دانهها خورد و همان اثر را تجربه کرد. گفته میشود این رویداد، آغاز آشنایی انسان با دانههای قهوه بوده است.
با این حال، فارغ از آنکه این روایت افسانهای باشد یا واقعیت، شواهد تاریخی نشان میدهد که قهوه بهصورت نوشیدنی برای نخستین بار در یمن و از طریق برشتهکردن و دمآوری دانهها وارد فرهنگ غذایی انسان شد. در ادامه، با گسترش مسیرهای تجارت دریایی و سفر دریانوردان، این نوشیدنی از بنادر یمن به نقاط مختلف جهان از جمله خاورمیانه، شمال آفریقا و سپس اروپا راه یافت و به تدریج به یکی از محبوبترین نوشیدنیهای جهان تبدیل شد.
در جهان اسلام، قهوه در ابتدا بهعنوان جایگزینی برای نوشیدنیهای الکلی مورد استفاده قرار گرفت. این نوشیدنی از سدهی سیزدهم میلادی رواج یافت و تا آغاز سدهی پانزدهم چنان محبوب شد که در سراسر مصر، شام و امپراتوری عثمانی، قهوهخانهها یکی پس از دیگری برپا شدند.
در ابتدا، مقامات مذهبی در مکه، قاهره و استانبول نسبت به مصرف قهوه موضعی سختگیرانه داشتند. برخی فقیهان و شیخها معتقد بودند که تأثیر قهوه بر ذهن و رفتار انسان شباهتی به الکل دارد، و حتی به شباهت میان دستبهدست شدن قوری قهوه و پیالهی شراب اشاره میکردند. با این حال، پس از بحثهای فراوان، سرانجام نظر غالب این شد که نوشیدن قهوه مباح و مجاز است.
قهوهخانهها در این دوران به پدیدهای فرهنگی و اجتماعی نو تبدیل شدند. مردان در این مکانها گرد هم میآمدند تا گفتوگو کنند، شعر بخوانند و بازیهایی چون تختهنرد و شطرنج انجام دهند. قهوهخانهها کمکم نقش محافل اندیشه و گفتگو را پیدا کردند و بهطور غیررسمی به رقیبی برای مسجد در زمینهی گردهماییهای مردمی بدل شدند.
با وجود مخالفتها، از جمله فرمانهای منع قهوهنوشی و حتی حکم اعدام در دوران سلطان مراد چهارم (۱۶۲۳–۱۶۴۰ میلادی)، هیچیک از تلاشها برای سرکوب این نوشیدنی موفق نشد. در نهایت، عالمان دینی به اجماع رسیدند که قهوه حلال است، و بدین ترتیب قهوه جایگاه خود را بهعنوان یکی از نمادهای فرهنگی و اجتماعی جهان اسلام تثبیت کرد.
قهوه از دو مسیر اصلی به اروپا راه یافت: از یک سو از طریق تجارت زمینی امپراتوری عثمانی و از سوی دیگر از راه دریانوردی و تجارت دریایی از بندرهای یمن و سواحل شاخ آفریقا. در همین دوران، انگلیسیها نیز تلاش کردند گیاه قهوه را در خاک خود پرورش دهند، اما به دلیل آبوهوای سرد و آفات منطقه، این کشت با شکست مواجه شد و در نتیجه انگلستان بهتدریج به سمت کشت و مصرف چای روی آورد.
در آغاز، اروپاییان با دیدهای مشکوک و محتاطانه به قهوه مینگریستند و آن را نوشیدنی مسلمانان میدانستند. با این حال، بنا بر روایات تاریخی، حدود سال ۱۶۰۰ میلادی، پاپ کلمنت هشتم پس از نوشیدن یک فنجان قهوه چنان از طعم آن لذت برد که اعلام کرد محروم کردن مسیحیان از این نوشیدنی خطایی بزرگ است و دستور داد قهوه را «تعمید» دهند تا مصرف آن در جهان مسیحی نیز مجاز شود.
کمپانی هند شرقی هلند نخستین سازمانی بود که قهوه را در مقیاس گسترده به اروپا وارد کرد. هلندیها سپس با موفقیت، کشت قهوه را در جاوه و سریلانکا گسترش دادند و نخستین صادرات قهوه اندونزیایی از جزیره جاوه در سال ۱۷۱۱ میلادی به هلند انجام شد.
در همان دوران، با تلاش کمپانی هند شرقی بریتانیا، نوشیدن قهوه در انگلستان رواج یافت و نخستین قهوهخانهٔ معروف این کشور، یعنی کوئینز لن (Queen’s Lane Coffee House)، در سال ۱۶۵۴ افتتاح شد — مکانی که هنوز هم در شهر آکسفورد فعال است.
قهوه سپس در سال ۱۶۵۴ به فرانسه و در سال ۱۶۸۳، پس از نبرد وین و به دست آمدن ذخایر قهوهٔ ارتش عثمانی بهعنوان غنیمت جنگی، به اتریش و لهستان راه یافت و از آنجا در سراسر قارهٔ اروپا گسترش پیدا کرد.
در سدهی هجدهم میلادی، مصرف قهوه در بریتانیا بهتدریج کاهش یافت و جای خود را به چای داد. نوشیدن چای آسانتر و کمهزینهتر بود، بهویژه پس از آنکه بریتانیا هند را مستعمره خود کرد و صنعت چای آن کشور را در اختیار گرفت. در همان دوران، در عصر دریانوردی، ملوانان نیروی دریایی بریتانیا برای تهیه نوشیدنیای مشابه قهوه، نان سوخته را در آب داغ حل میکردند و نوعی جایگزین ابتدایی برای قهوه میساختند.
در سال ۱۷۳۴ میلادی، کشت قهوه در مستعمره فرانسوی سنت دومینیک (هائیتی امروزی) آغاز شد و تا سال ۱۷۸۸ نیمی از کل قهوهی جهان از این منطقه تأمین میشد.
بردهداری و استثمار در صنعت قهوه
فرانسویها برای گسترش مزارع قهوه در هائیتی از بردههای آفریقایی استفاده میکردند. شرایط کاری طاقتفرسا و رفتار بیرحمانه با بردگان، سرانجام به انقلاب هائیتی انجامید — انقلابی که هرچند به استقلال این کشور منجر شد، اما صنعت قهوهی آن را نابود کرد و تولید هرگز به سطح پیشین بازنگشت.
در اوایل قرن نوزدهم، با بهرهکشی از نیروی کار بردگان آفریقایی، برزیل به بزرگترین تولیدکنندهی قهوه جهان تبدیل شد و حدود یکسوم قهوهی جهان را تولید میکرد.
با وجود گذشت قرنها، بهرهکشی از کارگران صنعت قهوه همچنان یکی از مشکلات اساسی این صنعت است. امروزه نزدیک به ۱۲۵ میلیون نفر در بیش از ۵۰ کشور جهان برای امرار معاش به تولید قهوه وابستهاند و بیش از نیمی از آنها در فقر زندگی میکنند. این واقعیت تلخ نشان میدهد که در طول بیش از شش قرن، تغییر چشمگیری در شرایط زندگی تولیدکنندگان واقعی این نوشیدنی محبوب رخ نداده است.
پس از آغاز سدهی هفدهم میلادی، دانههای پرثمر قهوه بهصورت قاچاق از خاورمیانه به هند منتقل شد و در آنجا نیز کشت آن رونق گرفت. تا پیش از سدهی هجدهم، نوشیدن قهوه در سراسر اروپا رواج یافته بود. دولتهای اروپایی با شناخت ارزش اقتصادی این گیاه، آن را به مناطق گرمسیری مستعمرات خود بردند تا تولید انبوه قهوه را در مقیاسی جهانی آغاز کنند.
در همان دوران، مانند آنچه پیشتر در خاورمیانه و ایران بزرگ دیده میشد، قهوهخانهها در اروپا به مراکز گفتوگو، مطالعه و تبادل نظر دربارهی رویدادهای روز تبدیل شدند. این مکانها به بستری برای شکلگیری اندیشههای انتقادی و آزاداندیشانه بدل شدند و نقشی بنیادین در پیدایش عصر روشنگری ایفا کردند.
فیلسوف آلمانی یورگن هابرماس بر این باور است که بدون تأثیر قهوه و قهوهخانهها، شاید اصلاً عصر روشنگری به شکل کنونیاش شکل نمیگرفت. در سدههای ۱۷ و ۱۸ میلادی، این مکانها محل پرورش افکار تازه، نقد قدرت، و بحث دربارهی علم، فلسفه و سیاست بودند. گفته میشود بسیاری از چهرههای برجستهی روشنگری عاشق قهوه بودهاند. به عنوان نمونه، مایکل پولان در نوشتههای خود اشاره میکند که ولتر برای کمک به دیدرو در نگارش مجموعهی ۲۸ جلدی دائرةالمعارف (Encyclopédie)، روزانه تا ۷۲ فنجان قهوه مینوشید.
با این حال، قهوهخانهها همیشه چهرهای دوگانه داشتند. در کنار محافل فکری، گاهی نیز به مکانهایی برای گردهمایی مخالفان سیاسی و خرابکاران بدل میشدند. پادشاه انگلستان، چارلز دوم، قهوهخانهها را «پناهگاه خائنان» میخواند و ادعا میکرد در آنها شایعات و انتقادات علیه دربار پخش میشود.
در فرانسهی سدهی هجدهم نیز، قهوهخانهی مشهور کافه پروکوپ (Café Procope) در پاریس، محفل بسیاری از انقلابیون بزرگ فرانسه مانند مارا، دانتون و روبسپیر بود. آنان در همین مکانها، نقشهی انقلاب و تغییر آیندهی کشور را طرحریزی کردند — گواهی روشن از آنکه قهوه، تنها یک نوشیدنی نبود، بلکه سوخت فکری انقلابها و بیداریهای بزرگ بشری نیز محسوب میشد.
زمانی که قهوه در دوران استعمار به آمریکای شمالی رسید، در ابتدا با استقبال چندانی روبهرو نشد. در آن زمان، نوشیدنیهای الکلی محبوبتر بودند و قهوه نتوانست در میان مردم جایگاه قابلتوجهی پیدا کند.
اما با آغاز جنگ استقلال آمریکا (۱۷۷۵–۱۷۸۳)، شرایط تغییر کرد. در طول جنگ، تقاضا برای قهوه بهطور چشمگیری افزایش یافت، تا جایی که واسطهها و دلالان با احتکار دانههای کمیاب قهوه سعی داشتند از افزایش قیمتها سود ببرند. یکی از دلایل این افزایش تقاضا، کاهش دسترسی به چای بود، زیرا واردات آن در انحصار بازرگانان بریتانیایی قرار داشت و در دوران جنگ به شدت محدود شد.
پس از ماجرای مهمانی چای بوستون در سال ۱۷۷۳، که طی آن معترضان آمریکایی چایهای متعلق به کمپانی هند شرقی بریتانیا را به دریا ریختند، نوشیدن چای به نمادی از وابستگی به استعمار بریتانیا بدل شد. در نتیجه، بسیاری از آمریکاییها چای را کنار گذاشتند و قهوه را بهعنوان نوشیدنی ملی و نشانهای از استقلال فرهنگی و اقتصادی برگزیدند.
این روند در طول جنگ ۱۸۱۲ میلادی نیز شدت گرفت، زیرا در آن زمان بریتانیا بهطور موقت واردات چای به آمریکا را قطع کرد. از آن پس، قهوه به نوشیدنی اصلی و محبوب در ایالات متحده تبدیل شد — جایگاهی که تا امروز نیز حفظ کرده است.
گفته میشود قهوه نقش مهمی در شکلگیری و رشد نظام سرمایهداری در سدهی نوزدهم میلادی ایفا کرد. در این دوران، صاحبان صنایع و مدیران کسبوکارها دریافتند که نوشیدن قهوه میتواند هوشیاری، تمرکز و بازدهی کارگران را افزایش دهد.
به همین دلیل، قهوه بهتدریج به جزئی از فرهنگ کار صنعتی تبدیل شد. بسیاری از کارخانهها و شرکتها در آن زمان، قهوه را بهطور رایگان میان کارگران توزیع میکردند تا انرژی آنها در طول روز حفظ شود و راندمان تولید بالا برود.
در ادامه، این عادت بهقدری فراگیر شد که کارفرمایان زمانی مشخص در میان ساعات کاری را برای نوشیدن قهوه در نظر گرفتند — رسمی که بعدها به نام «استراحت قهوه» (Coffee Break) شناخته شد. این سنت از قرن نوزدهم تا امروز در بسیاری از نقاط جهان ادامه یافته و همچنان نمادی از پیوند میان قهوه، کار و بهرهوری اقتصادی به شمار میرود.
گیاه قهوه دارای چندین گونهٔ مختلف درختچه است که از میوه یا دانهٔ آنها، نوشیدنی محبوب قهوه به دست میآید. در میان گونههای گوناگون، دو گونهٔ اصلی و تجاری بیش از همه در سطح جهان کشت میشوند:
-
قهوهٔ عربیکا (Coffea arabica) – معروفترین و پرطرفدارترین نوع قهوه است. این گونه بومی ارتفاعات جنوبغربی اتیوپی، فلات بوما در جنوبشرقی سودان و احتمالاً کوه مارسابیت در شمال کنیا است. قهوهٔ عربیکا به دلیل طعم ملایمتر و عطر پیچیدهترش، بیشترین سهم از تولید جهانی قهوه را به خود اختصاص داده است.
-
قهوهٔ کانفورا (Coffea canephora) – که بیشتر با نام روبوستا (Robusta) شناخته میشود. این گونه بومی مناطق غربی و مرکزی زیر صحرای آفریقا از گینه تا اوگاندا و سودان جنوبی است. روبوستا معمولاً طعمی تلختر و میزان کافئین بالاتری نسبت به عربیکا دارد و اغلب در قهوههای فوری و ترکیبی استفاده میشود.
علاوه بر این دو گونهٔ اصلی، گونههای کمتر شناختهشدهای همچون لیبریکا (Liberica)، موریتیانا (Mauritiana)، راکیموسا (Racemosa) و استنوفیلا (Stenophylla) نیز وجود دارند که سهم اندکی در تولید جهانی دارند، اما برخی از آنها به دلیل مقاومت در برابر گرما و بیماریها، مورد توجه پژوهشگران و پرورشدهندگان قرار گرفتهاند.
ویژگیهای گیاهشناسی قهوه
همهٔ گیاهان قهوه در خانوادهٔ روناسیان (Rubiaceae) جای دارند و درختچههایی همیشهسبز هستند که ارتفاع آنها میتواند تا حدود ۵ متر برسد.
-
برگها: سبز تیره، براق و سادهاند، به طول حدود ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتر و عرضی در حدود ۶ سانتیمتر.
-
گلها: سفیدرنگ، خوشعطر و بیضیشکلاند و معمولاً حدود ۱٫۵ سانتیمتر قطر دارند. گلها دارای تخمدان تحتانی هستند که از ویژگیهای بارز خانوادهٔ روناسیان محسوب میشود.
-
میوه: در ابتدا سبز است، سپس زرد شده و در هنگام رسیدن به رنگ قرمز درمیآید. هر میوه معمولاً شامل دو دانه است، هرچند در حدود ۵ تا ۱۰ درصد از میوهها تنها یک دانه (peaberry) وجود دارد.
در گونهٔ عربیکا، میوهها پس از ۶ تا ۸ ماه میرسند، در حالی که در روبوستا (کانفورا) زمان رسیدن ۹ تا ۱۱ ماه به طول میانجامد. میوهها معمولاً با نور خورشید خشک میشوند، هرچند روشهای صنعتی نیز برای این کار به کار میرود.
از نظر گردهافشانی، قهوهٔ عربیکا معمولاً خودبارور است و بدون نیاز به پیوند میتواند تولیدمثل کند، اما گونههای کانفورا و لیبریکا برای تکثیر به روشهای رویشی مانند قلمهزدن، پیوند یا جوانهزنی کنترلشده نیاز دارند.
به این ترتیب، تنوع زیستی گیاه قهوه نهتنها بر طعم و کیفیت نوشیدنی اثر میگذارد، بلکه نقش مهمی در پایداری و آیندهٔ صنعت قهوه در برابر تغییرات اقلیمی و بیماریهای گیاهی ایفا میکند.
امروزه قهوه یکی از مهمترین محصولات کشاورزی و کالای استراتژیک جهان به شمار میآید. تولید آن در دهها کشور در نواحی گرمسیری و نزدیک به استوا صورت میگیرد، اما بخش عمدهای از عرضه جهانی تنها در دست چند کشور است.
تولیدکنندگان اصلی قهوه
بزرگترین کشورهای تولیدکنندهٔ قهوه در جهان عبارتاند از:
-
برزیل
-
ویتنام
-
کلمبیا
-
اندونزی
-
اتیوپی
-
پرو
-
هندوراس
-
هند
در سال ۲۰۲۰ میلادی، کشور برزیل بهتنهایی حدود ۳۴ درصد از کل تولید جهانی دانههای سبز قهوه را به خود اختصاص داد و همچنان بزرگترین تولیدکنندهٔ قهوه در جهان باقی ماند. پس از آن، ویتنام با سهمی معادل ۱۶ درصد در جایگاه دوم قرار گرفت. افزون بر این، در بیش از ۷۰ کشور دیگر نیز قهوه کشت میشود، هرچند حجم تولید آنها در مقایسه با این دو کشور کمتر است.
واردکنندگان و مصرفکنندگان بزرگ قهوه
بزرگترین واردکنندگان قهوه عبارتاند از:
-
ایالات متحدهٔ آمریکا
-
آلمان
-
ژاپن
-
فرانسه
-
ایتالیا
-
اسپانیا
جالب است که با وجود آنکه آمریکا بزرگترین واردکنندهٔ قهوه در جهان است، میزان مصرف سرانهٔ قهوه در این کشور تنها حدود ۴٫۱ کیلوگرم در سال است — رقمی بسیار کمتر از کشورهای شمال اروپا.
کشورهایی با بیشترین مصرف سرانه
بیشترین مصرف سرانهٔ قهوه در جهان متعلق به کشورهای اسکاندیناوی است:
-
فنلاند: ۱۱ کیلوگرم در سال
-
دانمارک: ۹٫۷ کیلوگرم
-
نروژ: ۹٫۵ کیلوگرم
-
سوئد: ۸٫۶ کیلوگرم
-
استرالیا: ۷٫۸ کیلوگرم
این آمار نشان میدهد که قهوه در کشورهای سردسیر نهتنها نوشیدنیای روزمره بلکه بخشی از فرهنگ اجتماعی محسوب میشود.
مناطق کشت و ویژگیهای طعمی
مزارع قهوه عمدتاً در نواحی استوایی و پرباران واقع شدهاند — مناطقی که به دلیل آبوهوای گرم و رطوبت بالا، بهترین شرایط برای رشد درختچههای قهوه را فراهم میکنند.
دانههای قهوه بسته به منطقهٔ کشت، عطر، طعم و ویژگیهای منحصربهفردی دارند؛ به همین دلیل، بسیاری از انواع قهوه بر اساس مبدأ تولید خود شناخته میشوند، مانند:
-
قهوهٔ جاوه از اندونزی
-
قهوهٔ کلمبیا
-
قهوهٔ کنیا
این تفاوتهای اقلیمی و جغرافیایی باعث شدهاند که قهوه نهتنها یک محصول تجاری جهانی، بلکه یک تجربهٔ فرهنگی و ذائقهای متنوع در سراسر جهان باشد.
فرآیند برشتهکاری قهوه یکی از مراحل کلیدی در آمادهسازی این نوشیدنی محبوب است که پس از برداشت و فرآوری دانههای سبز قهوه انجام میشود. در این مرحله، دانههای سبز و خام قهوه در اثر گرما تغییر رنگ، طعم و عطر میدهند و به همان شکلی درمیآیند که معمولاً در بازار مشاهده میشوند.
🔸 مراحل و ماهیت فرآیند برشتهکاری
برشتهکاری یا بو دادن قهوه معمولاً پیش از مصرف انجام میشود. بسیاری از افراد قهوه را به صورت از پیش برشتهشده از تولیدکننده خریداری میکنند، در حالی که برخی دیگر ترجیح میدهند دانههای سبز را تهیه کرده و در خانه یا کارگاه کوچک خود برشته کنند.
دانههای قهوه با توجه به گونه، رطوبت و چگالی خود، در سرعتها و دماهای متفاوتی برشته میشوند. در طول این فرآیند، واکنشهای شیمیایی پیچیدهای رخ میدهد که مهمترین آنها کاراملیزاسیون قندهاست. گرمای زیاد باعث تجزیهٔ نشاستهها و تبدیل آنها به قندهای ساده (منوساکارید) میشود و سپس این قندها در اثر حرارت قهوهایرنگ شده و رایحهای دلپذیر ایجاد میکنند. همین واکنشها دلیل اصلی تغییر رنگ دانهها از سبز به قهوهای تیره است.
🔸 تغییرات شیمیایی و تأثیر آن بر عطر و طعم
در طی برشتهکاری، ترکیباتی مانند ساکارز (شکر طبیعی دانهٔ قهوه) به سرعت از بین میرود و در دانههایی که زیاد برشته میشوند تقریباً بهطور کامل ناپدید میگردد.
همچنین، روغنهای معطر و اسیدهای طبیعی دانه تحت تأثیر گرما تجزیه شده یا تغییر شکل میدهند. در حدود ۲۰۵ درجهٔ سلسیوس (۴۰۱°F) روغنهای مختلف شروع به آزاد شدن میکنند. یکی از مهمترین آنها ترکیبی به نام کاهوئول (Cafestol & Kahweol) است که در حدود ۲۰۰ درجهٔ سلسیوس (۳۹۲°F) تشکیل شده و بخش عمدهای از عطر و طعم ویژهٔ قهوه را ایجاد میکند.
🔸 درجهٔ برشتهکاری و تأثیر آن بر طعم
میزان برشتهکاری تأثیری مستقیم بر رنگ، طعم و حتی حس دهانی قهوه دارد:
-
برشتهکاری ملایم (Light Roast):
رنگ روشنتر، اسیدیته بالاتر و طعمی میوهایتر دارد. رایحههای پیچیدهٔ قهوه در این مرحله بیشتر حفظ میشوند. -
برشتهکاری متوسط (Medium Roast):
تعادلی میان طعم تلخی، شیرینی و عطرهای معطر ایجاد میکند و یکی از محبوبترین درجات برشتهکاری است. -
برشتهکاری تیره (Dark Roast):
رنگ بسیار تیره، طعمی تلختر و کاراملی دارد. در این مرحله، بیشتر اسیدها و روغنهای معطر از بین میروند و قهوه طعمی دودی و سنگین به خود میگیرد.
جالب است بدانیم برشتهکاری میزان کافئین را بهطور شیمیایی تغییر نمیدهد، اما از آنجا که دانههای برشتهشده منبسط میشوند، وقتی قهوه بهصورت حجمی اندازهگیری میشود، کافئین کمتری نسبت به دانههای سبکتر دارد.
بهطور کلی، برشتهکاری قهوه نهتنها فرایندی فنی بلکه هنری دقیق است که باید میان علم شیمی و ذوق چشایی تعادل برقرار کند. هر درجهٔ برشتهکاری دنیایی متفاوت از طعم و عطر را برای دوستداران قهوه رقم میزند.










